| tara9577 آفلاین می باشد! | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
نظر سنجی شماره یک |
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
حالت من: مهربون |
![]() |
Tara |
![]() |
tara9577 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 24 ساله |
![]() |
تحصیلات:لیسانس حسابداری |
![]() |
شغل:حسابدار |
![]() |
مدل موبایل: |
![]() |
وضعیت تاهل:مجرد |
![]() |
دین:اسلام |
![]() |
سربازی: |
![]() |
ویژگی: |
![]() |
قد:168 |
![]() |
وزن:52 |
![]() |
رنگ مورد علاقه:سفید |
![]() |
رنگ چشم:قهوه ای |
![]() |
ماشین: |
![]() |
115دنبال کننده |
![]() |
عضویت در_13_گروه |
![]() |
1367-04-01 |
![]() |
کرمان |
![]() |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
2236 پست |
![]() |
1130 دیدگاه |
![]() |
42 پیام خصوصی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
284 دیدگاه خصوصی |
![]() |
0 مدیریت |
![]() |
13 عضویت در گروه |
![]() |
28 لایک داده شده |
![]() |
24 لایک گرفته شده |
![]() |
170 دنبال کرده است |
![]() |
115 دنبال شده است |
![]() |
10 باز نشر ها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
زن |
![]() |
قوانین مهم کلوبززز - حتما ببینید |
![]() |
آموزش استفاده از کلوبززز |
![]() |
شارژ ماهیانه + جایزه |
![]() |
لیست شکلک ها |
![]() |
اتاق گفتگو |
![]() |
فیلم :...... |
![]() |
سریال :تلویزیون نمی بینم |
![]() |
کارتون :موش وگربه |
![]() |
درس :خیلی زیاد |
![]() |
ورزش :شنا |
![]() |
سرخ آبی : پرسپولیس |
![]() |
بازی کودکانه :............... |
![]() |
فصل :بهار |
![]() |
غذا :خورش فسنجون |
![]() |
کشور :ترکیه |
![]() |
مسافرت :داخلی گرگان ومشهد- خارج از کشور هم المان وترکیه |
![]() |
عید : عید نوروز |
اگه واسه تو دلگرمي نبودم،ولي درحد سرگرمي که بودم
بي انصافي نکن،تغيير کردي،منو از زنده بودن سير کردي
ولي باز به تو حسي خاص دارم!!!عزيزم خب منم احساس دارم!!!از عشقت بي رمق شد تارو پودم
منو برگردون جايي که بودم..... منو برگردون جايي که بودم
......پيشم بودي ولي مغرور بودي
بهت نزديک بودم،دور بودي
هميشه سرد و سوت و کور بودي
تو رفتي و نديدي،يکي پشت سرت خون گريه ميکرد![]()
تو عوض شدي،نگو نه!عزيزم بگو که چت شد؟تو نخواستي،يا دل من اشتباهي عاشقت شد!!!دلتو به قلب تنهام نسپردي و سپردم!حالا ميفهمم که اصلا من درد تو نخوردم
چي ميشد اگه عوض شه لحظه اي جاي منو تو،واي چقد فاصله داره فکرو حرفاي منو تو!!!.......چي ميشه وقتي که تنهام،توي اوج گوشه گيري،تو بياي آروم کنارم دستاي منو بگيري.چي ميشه وقتي که نيستم،بري گوشه اتاقت،از رو دلتنگي مثل من،گريه ها بياد سراغت... .![]()
بچـــه كه بـــوديــــم "دل دردهـــــا "را
بــه يـــك زبــــان نـــالـــه مي كرديــــم
همــــه مي فهميـــدنــــد
بـــــــزرگ كه شـــديــــــم
"درد دلهــــــا "را به صـــد زبــان مــي گوييــــــم كســـي نمي فهـمـــــد...!!! ![]()
![]()
![]()
به روزهـــــا دل مبنــــد
روزها به فصـــــــل كه مي رسنــــد
رنــگ عـــوض مي كنـنـد
با شــب بمــــــان
شـــب گــــرچـــه تاريــــــــک ست
اما هميشـــه يـکـرنــــــگ اســــت![]()
![]()
![]()
چه زیبا نقش بازی می کنیم … و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛ حتی خدا هم از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است …![]()
کاش آدم هام مثه گربه ها با چند لحظه بو کردن می فهمیدن هر سطل آشغالی ارزش وقت تلف کردن نداره![]()
سايـــــه ام امشــــب
ز تنهايــــــي مـــــرا همــــراه نيست
گـــر در اين خلـــوت بميـــــــرم
هيــــچ كس آگاه نيســــت
من در اين دنيــــــــا
به جز سايـــــــه ندارم همدمـــــــي
اين رفيـــــق نيمه راهـــــــم
گاه هســت و گاه نيســـت![]()
![]()
![]()
درد دارد... وقتی چیزی را کسر میکنی که با تمام وجودت آن را جمع زده ای.
صبر کردن گاهی معجزه میکند تنهایی هایتان را پیش فروش نکنید فصل اش که برسد به قیمت میخرند![]()
چرا یادمان میرود سرخی رنگ شقایق را آتش عشق چکاوک را ناله عاشق شبگرد بیابان را یادمان رفته وفا یادمان رفته صفا یادمان رفت که شقایق ها لگدکوب شدند معنی عاشق شدن هم یادمان رفت...! عشق...شور...فریاد دیوانگی...ویرانگی...بیهودگی
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده، چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشکر کنیم. چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد، چون امروز اطاعتش نکردیم. چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود، چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم. چی می شد که دیگه شکوفا شدن گلی را نمی دیدیم، چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شکر نکردیم. چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد، چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم. چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست، چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم. چی می شد اگه خدا امروز به حرف هامون گوش نمی کرد، چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم. چی می شد اگه خدا خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت، چون به یادش نبودیم.
از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو . ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن وهیچگاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی کوچک باش و عاشق... که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی · موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن فرقى نمی کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران... زلال که باشی، آسمان در توست.
تو آسمانی ومن ریشه در زمین دارم همیشه فاصله ای هست داد از این دارم قبول کن که گذشته ست کار من از اشک که سال هاست به تنهایی ام یقین دارم
به چشمهای هوسآلودی كه به استقبال عشق آمدهاند بگویید از همان راه آمده بازگردند كه عشق هرگز در قاب چنین چشمهایی نخواهد نشست! به قلبهای حقیری كه در پی عشق میگردند بگویید عشق حس بزرگی است، حتی اگر هم بخواهد در خانهی تنگشان جا نمیگیرد. به آنها كه سخت میبخشند، سخت میبخشایند، دیر میگذرند، بگویید آنكس كه دیكته ساده «مهر» را نمیتواند بنویسد او را چه به سرودن غزل هزاربیتی عشق . . . عشق نه اسیر میكند، نه اسیر میشود، نه تمنا میكند، نه بی خیال میشود . .
زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت. حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی.....جدایی سخت است نه به سختی تنهایی.
پازل دل یکی رو بهم زدن هنر نیست هر وقت با تیکه های شکسته دل یک نفر ، یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی
یاد گرفتم که : با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود. با کودک بحث نکنم چون مرا با دانش خویش می سنجد و هم سطح خویش میپندارد. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم .
روزگار می گذرد و تاریکی ها خود را بیشتر نمایان میکند خداوندا کجاست نور یاریگری که سالها در انتظار آنم
کاش میشد رهگذری باشم ساده و بی غم برای رهایی و ازادی بال گشایم و پر کشم
تنها آرزوی من ایست کاش میشد هرشب بتوانم دفتر مشقم را پاک کنم می دانی چرا؟ شاید فردا بتوانم از نوع بدون هیچ نوشته ای شروع کنم....
در سخت ترین لحظات سعی کرده ام باور داشته باشم همیشه در کنار من هستی خدایا پس در زیباترین لحظات چرا تنهایم می گذاری؟ شاید اقبالم باشد که لحظه ای زیبا برایم فراهم نگشته
گونه های خیسم زا نمی توانم پنهان کنم سرنوشت را نمی توانم انکار کنم اما خداوندا چرا در نگاه یک کودک منتظر اشک را نمی بینی چرا سردی دستهای یک کودک بی پناه را حس نمی کنی خداوندا سرنوشت چرا بد نوشت و چرا اینگونه نوشت بازی روزگار با ما چرا اینگونه نوشت روزگاری تلخ حسرت نگاه سردی دست چشمهای خیس و دلهای غمگین و خسته خداوندا جوابی برای اینها ندارم؟؟؟؟
شکایت و گله ای نیست اما چرا تقدیر را این گونه رقم زده ای خداوندا چه کسی جواب این همه سوالهای مرا خواهد داد خداوندا قسمت و حکمتت چرا اینگونه است سکوت می کنم تا جوابی رسد
بین همه ء رنگها فقط به بی رنگی های می اندیشم می دانم که همهء رنگها تا ابد در رنگ خود ایستا نیستند این بی رنگی ایست که بی رنگ بوده و خواهد ماند

1391/02/27 - 18:45 توسط mobiسلیقه
1391/02/28 - 15:10سلام علی
خوبی?
دلم واست تنگ شدبود بیجورlOVE
1391/02/28 - 15:17 توسط mobi
1391/02/28 - 15:18 توسط mobiاهنگ مجید خر اطها ..
1391/02/28 - 16:34سلام.مرسی من خوبم.تو خوبی داداشم؟
1391/02/28 - 17:56به خوبیت خوبم
1391/02/28 - 20:03
1391/02/28 - 20:18 توسط mobiشکر
1391/02/29 - 09:23