@FARZAD روزی مردی نزد شیوانا عارف بزرگ آمد(شیوانا استاد عارفی بود که هزاران سال پیش در مشرق زمین می زیست ) و نزد او گله کرد که هیچ کس او را دوست ندارد و از این تنهایی رنج می برد . شیوانا تبسمی کرد و از او پرسید: آیا در طول این هفته کسی به تو گفته است مواظب خودت باش ! مرد با تعجب گفت : آری ! هر وقت نزد مادر پیر و بیمارم می روم موقعی که ترکش می کنم می گوید مواظب خودت باش . هر روز صبح دختر باغبان نیز می گوید مواظب خودتان باشید . بعضی از دوستانم نیز گهگاه از من می خواهند که مواظب سلامتی خود باشم . خوب این چه معنایی می دهد. شیوانا با تبسم گفت : تو تنها نیستی! مادری داری که برای مواظبت از تو کاری از دستش بر نمی آید و از تو می خواهد که خودت مواظب خودت باشی ! دوستانی دارند که می بینند تو به خاطر خودخوری و افسردگی در حال سوختن هستی و از تو می خواهند خودت برای خودت کاری بکنی ! و از همه مهم تر زنی وجود دارد که علاقمند است تو را سالم و سلامت ببیند . با این همه دوست و همراه تو تنها نیستی! تو تنها نیستی، فقط کافیه کمی به اطرافت دقت کنی.
salam salam
سپتامبر 3 2010, 20:42cowgirl