farzaduser
خداوندا دستانم خاليند و دلم غرق در ارزوها, يا به قدرت بيكرانت دستانم راتوانا كن ,يا دلم را از ارزوهاي دست نيافتني خالي كن.(كوروش كبير)
farzaduser
مادر و بچه جلوی قفس میمونه... بچه: مامان این میمونه شبیه عمه کبری است. مادر: وای! عزیزم اگر به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه ها. بچه: مامان من خیلی یواش گفتم میمونه نشنید!
farzaduser
مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست!
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
کشیش می گه: بگو فرزندم.
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟
farzaduser
«آدمی هرگز نباید مجسم کند یا بهزور تصویر ذهنی بسازد. هنگامیکه او میطلبد تا طرح الهی بهذهن هوشیارش بیاید، بارقههای الهام بر دلش خواهد تابید و خود را در حال بدست آوردن توفیقی بزرگ خواهد دید. این است آن تصویری که نباید از آن چشم بردارد.»
farzaduser
salamalekom ye livan ab bedin man miram biron
farzaduser
سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم
farzaduser
پليس به تركه: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين!!!!
bah...bah....tanx so much farzad
اوت 31 2010, 13:34مرسی..
اوت 31 2010, 17:36